امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره

جیگرتو بخورم

کارهای بامزه نمکدون

سلام جوجه. خوبی خوشی سلامتی. چند وقتیه تو دهنم افتاده: امیرحسین(اقا اتدی) چی کرده همرو دیوونه کرده منو ویرونه کرده . . امروز ازمن میپرسیدی که میدونی ارزوم چیه:اینکه ماشین بگیرم همرو سوار کنم،بنا بشم(بنا سلام)،موبایل یخرم...تو  هم همه اینا رو ببینی. میدونم اگه بزرگ شی دلم برا این روزات تنگ میشه.اما دعا میکنم همیشه سالم و شاد و سرحال و خوشبخت باشی. تازه یه کار جدیدم بلد شدی: ادامس میخوری به دیوارا میچسبونی،بعدش منو میبری پای صحنه جرم که شیطون این کارو کرده؟... امروز ظهر جاتون خالی کباب گرفتیم، نمیدونی چه ذوقی کرده بودی  فکر کنم سه تا سیخ کباب و که خوردی(نوش جان)رو قاشقت سه تا تیکه بزرگ کباب میذاشتی و  ...
3 دی 1392

بیا بازی کنیم(دندانا فشرده دهن چفت دست ...شیر)

سلام دنیای من زود داری بزرگ میشی ، دیروز رفته بودیم خونه بابا احمد موقع برگشتن میخواستی فاطمه رو سر باز نشون بابا بدی ،اینقدر خندیدیم که اشک از چشم را افتاد . ولی خیلی عصبانی بودی که وقتی میخواستیم برگردیم تو ماشین گفتی:اینقدر میخوام نباشم. اخه چرا ؟ دفعه اخرت باشه یه همچین حرفی میزنی. امشب قراره ببرمت مهمونی(مصلایی) ،پی پی هم نکردی... بیا باژی کنیم یادته؟الکی عادتت شده وقتی من میخوابم میای و .... دیشب هم که دوماد شده بودی فاطمه هم عروس.نمیدونی چجوری می رقصیدی؟ اگه من تو رو نداشتم ،اگه من تو رو نداشتم ،تا حالا مرده بودم  ...
14 آذر 1392

سلام دوباره اومدم..

سلام گلم قشنگم ببخشید که این بار نتونستم وبلاگتو اپ کنم.جبران میکنم موش موشی.  باور کن بدلیل جابجایی و این چیزا تو این  سال نتونستم برات بنویسم. هر شب باید سرمو بزارم روی سینت تا صدای قلبتو بشنوم و اروم بگیرم.. فرشته من الان ماه محرمه، دیگه خیلی بزرگ شدی تقریبا 3سالو نیمه هستی. خیلی حرفا رو می فهمی خیلی سیوالا می پرسی؟ تو از اون بچه هایی نبودی که کلمات رو اشتباه میگن اما چند تا کلمه یادمه مثل:  هوپایما ، مریدmorid(مردن) ،اخمخ(احمق).. دیگه یادم نمیاد دیشب هم برای 2 بار ابیاری داشتی که تا الان داشتیم تخت و لباس میشستیم. باور کن گلم بهترین هدیه ای که تو زندگیم از خدا گرفتم تو هستی. نقاشی ها...
14 آذر 1392

هدیه

ال ابولیییییییی پلونش کوووووووووو     <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> <<<>>> ...
1 دی 1391

جیگرتو بکوجم..

سلام جیگر؟ امشب جاتون خالی لازانیا خونه مامان پختم..امیرخسن از خواب تازه بلند شده بود که میخواست گریه کنه که تا گفتیم پیتزا داریم... با خوشحالی گفت سلام پیتزا... سر سفره غذا که دیگه نمی فهمید چی میخوره؟ منم بشقاب سیب زمینی ها رو گذاشتم کنار رضا که نزدیک دستش باشه، که معرکه شد که شما ها سیب زمینی می خورید نه من(مامانم) واقعا تکنولوژی روز الهی من فدای لبت شم امروز که دیگه خودتو هلاک این اباتیتی ا کردی از صبح تا حالا داری خراب میکنی میسازی بابا ایول   ...
1 دی 1391

....دستشویی

سسسلام جغل امروز با کلی مشقت و گریه و داد و بیداد...بالاخره @ کردی.از دست تو،اخه یکی نیست بهت بگه @ نگه داشتن داره؟ راستی امروزرضا رفته دانشگاه ،زنگ زدم...گفت امیمی چطوره؟گفتم:ساعت 6ونیم پا شده الانم تو خماره... وقتی تلفن و قطع کردم امیمی گفت:کی تو کمده.... خلاصه من با این جغل بچه حسابی سرم گرمه، حالا کی حال داره بهمن بره سر کلاس....(خودم کردم که....) الانم خوابی،بمیرم لقمه غذا تو دهنت خواب بودی؟ اخه مجبوری.. هی به من میگی بریم اون دیتی خونه دمست دارم از صمیم قلب   ...
20 آذر 1391