پسر من دیگه قهر میکنههههه. خاطره تهران...
سلام بد اخلاق
خوبی؟ برا اولین سالگرد دایی رفتیم تهرون. صبح ساعت 6 راه افتادیم . از ساعت 6 تا 1 شب بیدار بودی....
خلاصه بعد از مراسم رفتیم خونه محبوب. عجب شیطونی شدی؟ شب هم با محبوبو هانیو... همه رفتیم خونه حمید..
وای اون شب اینقدر بازی کردیو
بازی کردی
که با گریه اومدیم خونه
روز بعد اقا رضا اتفاقی تصمیم گرفت برای مریم تولد بگیره...
اتفاقی علی و مهدیه و ریحانه هم اومدن اونجا.موقع بریدن کیک به شما برخورد که من ببرم....موقع خوردنم شما قهر کردی
که من بیشتر باید بخورم... خلاصه بشقاب شما پر شده بود از کیک خودتو منو محمد...
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پسر من دیگه قهر میکنههههه. خاطره تهران...
